تبليغاتX
فرشته ای در تاريكي
آنکه برادرم کشت ....
 

دوست من!
دیر زمانیست که نفس ها
در گلو به شماره افتاده است
قطره ؛ قطره این اکسیژن را
باید به زور بلعید

انکه برادرم کشت..

پ.ن:
به سوی تو ؛ به شوق روی تو
به طرف کوی تو ؛ سپیده دم آیم ...
مگر تو را جویم بگو کجایی؟    +